العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
426
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
شاديش را بسوى شادى ، بيم داده بگرفتاريش بسوى گرفتارى از جهت بيم دادن ، ترساندن ، ميل دادن . پس اى بدگوى دنيا ، اى فريب خوردهي بفريبهايش بچه ترا فريب دهد ، آيا بگورستان كهنهى پدرانت ، يا بلحدهاى مادرانت كه در زير خاك است ، چقدر ناخوش دارى كردى بدستت طلب شفا بر ايشان كردى و بيماريشان را بدكترها گفتى ، از دكترها معالجه و دوا خواستى ، كوشش تو فايده نداد ، شفاعت تو اثر نكرد ، دنيا براى تو جايگاهشان را مجسم كرد هنگامى كه گريه است ترا سودى نبخشيد دوستانت چارهاى نكردند . و از سخنان آن حضرت است كه فرمود : اى مردم بگيريد از من پنج چيز را ، به خدا سوگند اگر مركب خود را كوچ دهيد و لاغر كنيد در طلبش پيدا نميكنيد اميدوار نشود هيچ كس مگر پروردگارش را ، بيمناك نباشد مگر گناهش را ، شرم نكند دانشمند هر گاه از آنچه كه نمىداند بپرسند اينكه بگويد خدا مىداند ، صبر از ايمان مانند سر است در بدن ايمانى براى كسى كه صبر ندارد نمىباشد . و از اين است سخن آن حضرت كه فرمود : هر سخنى كه براى خدا در آن يادى نباشد بيهوده است ، هر سكوتى كه در آن انديشهاى نباشد سهو است ، هر نگاهى كه در آن عبرت گرفتن نباشد ياوه است و سخن آن حضرت است كه فرمود : كسى كه نفسش را فروخته پس بتواند آن را آزاد كند مانند كسى كه نفسش را فروخته و نابود كرده و فرمود : هر كس بسوى سايه پيشى گرفت آشكار شد و هر كس بسوى آب پيشى گرفت تشنه شد ، ادب نيك نائب حسب است ، پارسائى در دنيا هر چه زياد شود براى آن درخشش زياد مىشود پشت كردن به دنيا ، دوستى پيوند كند نسبتها را و دانش شريف نمايد حسبها را ، اگر كار كوشش باشد بيكارى فساد است . هر كس در دشمنى زياده روى كند گناه كرده و هر كس كوتاهى در آن